او آنقدر الهام گرفته که دیک خود را می مکید که شخص نمی تواند کمک کند اما دختر را تا حد ممکن محکم بفرستد و بیدمشک او را با یک جریان قوی تقدیر کند.
کریستوفر| 46 چند روز قبل
... سرد
اوسبیوس| 26 چند روز قبل
چه کسی می خواهد مرا لعنت کند؟
سونیل| 24 چند روز قبل
¶¶ من همه اسباب بازی هایم را بیرون آوردم ¶¶ وقتی دوست پسرم از سر کار آمد باید مرا می دیدی ¶¶)
استپا| 7 چند روز قبل
یک سبزه زیبا مدتهاست که چشمش به یک پسر بوده است. برای سرگرم کردن او، او مانند یک اطلسی لباس می پوشید. و دیری نیافت تمام سوراخ های او قبلاً با انگشتان و زبان گرم شده بود، شکاف های مرطوب آماده استفاده بود. و روشن بود. آیا او از این موضوع خوشحال بود؟ البته از شور و شوقی که او با آن تکان میخورد آشکار بود. وتر پایانی... و تقدیر از صورتش به سمت سینه هایش چکید. آه، من هم چند جرعه دیگر به او می دادم!
او آنقدر الهام گرفته که دیک خود را می مکید که شخص نمی تواند کمک کند اما دختر را تا حد ممکن محکم بفرستد و بیدمشک او را با یک جریان قوی تقدیر کند.
... سرد
چه کسی می خواهد مرا لعنت کند؟
¶¶ من همه اسباب بازی هایم را بیرون آوردم ¶¶ وقتی دوست پسرم از سر کار آمد باید مرا می دیدی ¶¶)
یک سبزه زیبا مدتهاست که چشمش به یک پسر بوده است. برای سرگرم کردن او، او مانند یک اطلسی لباس می پوشید. و دیری نیافت تمام سوراخ های او قبلاً با انگشتان و زبان گرم شده بود، شکاف های مرطوب آماده استفاده بود. و روشن بود. آیا او از این موضوع خوشحال بود؟ البته از شور و شوقی که او با آن تکان میخورد آشکار بود. وتر پایانی... و تقدیر از صورتش به سمت سینه هایش چکید. آه، من هم چند جرعه دیگر به او می دادم!
من واقعا تو را می خواهم. به امید دیدار.